سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
482
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وثالثاً : آنكه عمر محض به انكار وفات حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مطعون نيست ، بلكه به جهت قسم دروغ خوردن كه گفته : ( والله ما مات رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) ، وافترا كردن بر جناب حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اين معنا را كه آن جناب باز خواهد گشت ، ودست وپاهاى مردم خواهد بريد ، نيز مطعون است . اما آنچه گفته : از روايات صحيحه شيعه سابق گذشت كه : حضرت موسى را در عين حالت مناجاة ، علم به قرب الهى وتنزه أو از مكان حاصل نشد . پس جوابش آنكه : در باب نبوت يك روايت از “ كافى “ و “ عيون أخبار الرضا “ و “ توحيد “ كه به زعم باطلش - معاذ الله - دلالت بر عدم علم حضرت موسى ( عليه السلام ) به تنزّه بارى تعالى از مكان دارد ، نقل كرده ( 1 ) ، حال آنكه روايت مذكوره هرگز دلالت بر عدم علم حضرت موسى ( عليه السلام ) به تنزه بارى تعالى از مكان ندارد ، كما بيّنه مولانا الهمام في جوابه ، فليراجع ثمّة حتّى يجد فوائد جمّه ( 2 ) . وعجب آن است كه مخاطب در باب نبوت - بعد نقل روايت كافى وغيره كه أصلا با مطلوبش مناسبتى ندارد - زبان درازى بسيار آغاز كرده ، حال آنكه
--> 1 . تحفه اثناعشريه : 164 - 165 . 2 . اشاره است به كتاب حسام الاسلام ، مراجعه شود به صفحات : 82 - 92 ، به خصوص 84 - 85 .